الفيض الكاشاني

216

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

به كارهاى زشت وادار سازد . ذوالنون گويد : هرگز سير نشدم مگر اين كه معصيت خدا يا قصد آن را كردم . عايشه گويد : همانا نخستين بدعتى كه پس از پيامبر خدا ( ص ) پديد آمد سيرى بود ، براستى مردم چون شكمهايشان سير شود نفوس آنها با سركشى آنها را به طرف دنيا برد ، در گرسنگى يك فايده نيست ، بلكه مخزن فايده‌هاست ؛ از اين‌رو گويند : گرسنگى گنجينه‌اى از گنجينه‌هاى خداى متعال است . كمترين چيزى كه با گرسنگى دفع مىشود شهوت همخوابگى و شهوت سخن‌گويى است زيرا شخص گرسنه گرفتار شهوت حرف زدن زياد نمىشود در نتيجه از آفتهاى زبان مانند غيبت ، دشنام ، سخن‌چينى ، دروغ و ديگر گناهان رها مىشود ، پس گرسنگى او را از تمام اين گناهان باز مىدارد و هرگاه سير شود نياز به شوخى دارد پس ناگزير غيبت مردم را مىكند « و مردم را به رو در آتش نيفكند جز سخنان بىفايده‌اى كه زده‌اند » . « 37 » امّا شهوت همخوابگى و فساد آن پوشيده نيست و گرسنگى شرّ آن را كم مىكند . پس هرگاه انسان سير شود نمىتواند بر شهوتش مسلّط شود و اگر تقوا مانع او شود نگاهش را نتواند حفظ كند چشم نيز زنا مىكند چنان‌كه شهوت همخوابگى ممكن است به زنا انجامد و اگر با پوشش تقوا بر چشمش مسلط باشد نمىتواند بر فكرش تسلّط داشته باشد . پس افكار بد و حديث نفس كه عامل شهوتند به دل او خطور مىكند و مناجات او را پريشان مىسازد و بسا كه اين پريشانى در بين نماز بر او عارض شود . ما آفت فرج و زبان را به عنوان مثال آورديم و گرنه عامل تمام گناهان اعضاى هفتگانه نيرومند شدن به وسيلهء سيرى است ، حكيمى گفت : هر مريدى كه خود را با سياست به صبر وادارد پس يك سال به نان خالى اكتفا كند و از نان خالى هم كاملا سير نشود ، خدا خرج زن داشتن را از او بردارد ( نيازى به زن نخواهد داشت ) .

--> ( 37 ) حديث را كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 115 ، به شمارهء 14 ، روايت كرده است .